الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

172

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

عثمان است ) و تو و اهل شام آن را دستاويز كرده ( و به من نسبت داده‌ايد ) تا آنجا كه عالمان شما جاهلان‌تان را به آن تشويق كردند و آنها كه داراى منصبى بودند از كار افتادگان شما را . در درون وجود خود از خدا بترس و تقواى الهى پيشه كن و با شيطان كه مىكوشد زمام تو را در دست گيرد بستيز ( و زمام خود را از چنگ او بيرون آور ) توجّه خود را به سوى آخرت معطوف بنما كه راه ( اصلى ) ما و تو همان است و از اين بترس كه خداوند تو را به زودى به بلايى كوبنده كه ريشه‌ات را بزند و دنباله‌ات را قطع كند گرفتار سازد ! من براى تو به خدا سوگند ياد مىكنم ؛ سوگندى كه تخلّف ندارد كه اگر مقدرات فراگير ( الهى ) ، من و تو را به‌سوى پيكار با يكديگر كشاند ، آن‌قدر در برابر تو ايستادگى خواهم كرد تا خداوند ميان ما حكم فرمايد و او بهترين حاكمان است ( و آيندهء شومى در انتظار توست ) » . شرح و تفسير فراموش مكن براى چه به دنيا آمده‌اى امام عليه السلام در قسمت اوّل اين نامه به هدف آفرينش دنيا و آفرينش انسان‌ها در آن اشاره مىكند و مىفرمايد : « اما بعد ( از حمد و ثناى الهى ) خداوند سبحان دنيا را براى جهان بعد از آن ( سراى آخرت ) قرار داده و اهل آن را در آن مورد آزمايش قرار مىدهد تا معلوم شود چه كسى بهتر عمل مىكند » ؛ ( أَمَّا بَعْدُ ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ جَعَلَ الدُّنْيَا لِمَا بَعْدَهَا ، وَابْتَلَى فِيهَا أَهْلَهَا ، لِيَعْلَمَ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ) . اين تعبير اشاره به حقيقتى است كه بارها در نهج‌البلاغه ذكر شده است كه دنيا هدف نهايى نيست ، بلكه مقدمه‌اى براى آمادگى جهت سراى ديگر است ، بنابراين به دنيا به عنوان وسيله بايد نگريست نه هدف و مقصد نهايى و به يقين اين تفاوت نگرش در تمام اعمال انسان تأثير مىگذارد .